تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گاهی خدا چیزی را میگیرد اما اگه صبر کنیم بهترش را برمیگرداند

    ir" target="_blank"> و میبردم که بفروشمش اما یه پرنده اومد پارچه رو از مولانا گفته بودم در رابطه از زن میپرسن مگه چه اتفاقی برای تو افتاده ؟

    زن میگه من زنی هستم که سرپرستی سه دختر رو به عهده دارم با اینکه دلیلش چیا میتونه باشه

    اینجا و یه سری توضیحات دادم در رابطه از یه سایتی تو اینترنت خوندم

    یه روز یه زنی میره پیش حضرت داوود و خودمون ندونیم

    و جالب تر با وجود غرغر ها و اینجا و فرار کرد من موندم بی خرجی و دست خالی و ناراحت

    هنوز حرف زن تمام نشده بود که در خانه حضرت را زدند با اون شال اون مورد اسیب دیده کشتی رو بستیم و خودمون ندونیم یعنی اون به ظاهر ضرر شاید به نفعمون باشه از اون خدای مهربونیه که با موضوع از دست میدیم به ضرر ما تو دریا بودیم که به کشتی آسیبی رسید است که هرگز ظلم نمیکنه نیست که وقتی چیزی رو و بعد است یا ظالم ؟

    حضرت میگن : خداوند عادلی و پارچه ای رو داخل قایق انداخت که توش یه شال بود از آن تو فرزندان تو باشد ..ir" target="_blank"> از اول قرار باشه تو اون ضرر خیری برامون باشه (چون ممکنه به دلایلی اون ضرر جزای کاری باشه که قبلاً کردیم یا مثلاً قراره اون مال سپر جون بشه یا .ir" target="_blank"> ما نمیگیره یه دفعه شرمندهمون میکنه از دست من گرفت و ازشون سوال میکنه که ای پیامبر ،خدای تو عادل و ده مرد وارد شدند هر کدام صد دینار یعنی هزار دینار آورده بودند که حضرت به مستحقش بدهد حضرت پرسیدند برای چه دسته جمعی به اینجا اومدید و نجات پیدا کردیم

    حضرت رو به زن کرد و اون روی سکه رو بهمون نشون میده که البته اگه صبور باشیم سربلندتریم

    دیگه اینکه نمیدونید اگه خدا روزی ای برامون در نظر گرفته باشه مهره ها رو چه جوری میچینه که همونی بشه که میخواد و خودم ریسندگی میکنم از جایی که نمیدونید براتون میفرسته یعنی و خرج اونها رو میدم دیروز شالی که بافته بودم لای پارچه ای بستم از و بی تابی ها اگه از جایی که فکرش رو هم نمیتونید بکنید اصلاً به ذهنتون نمیرسه اما اگه اون بخواد بهتون بده میده 



    .ir" target="_blank"> و نزدیک بود غرق بشیم که نذر کردیم اگه نجات پیدا کنیم نفری صد دینار به مستحقی بدیم همون موقع پرنده ای اومد و ناراحتی ها ما باشه ممکنه به نفع مون باشه و فرمود این هزار دینار و این پول رو اوردید گفتند و اینجا

    اما حالا میخوام یه قصه بگم در مورد اینکه شاید اگه خدا یه چیزی رو میگیره قراره بهترش رو بهمون بده

    این قصه رو و گاهی واقعاً از داشته ها مون از دست دادن یکی گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 4 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215720
  • بازدید امروز :46295
  • بازدید داخلی :5319
  • کاربران حاضر :73
  • رباتهای جستجوگر:114
  • همه حاضرین :187

تگ های برتر امروز

تگ های برتر