تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

مبارزه با نفس

    ir" target="_blank"> با خدایی و یه اتاق تاریک

    نه اشتباه نکن ! تن نمیده به این وسوسه ! تسلیم نمیشه ! نیست . جنگی که بزرگتر و بحث میکنیم در حالی که میدونیم فایده نداره چون نمیتونیم مقاومت کنیم . و برکت باشه

    پی نوشت 2:

    نمیدونم چرا تو وبلاگهای پرشین بلاگ نمیتونم نظر بزارم دوستایی که همیشه تو پرشین بلاگ براشون نظر میزاشتم من میخونمتون اما نمیتونم نظر بدم

    .داد میزنیم ..ir" target="_blank"> و یه لحظه چشم از خیر و این جنگیدنشون برای خدا خیلی ارزشمنده .ir" target="_blank"> از زیبایی این دختر برداره .ir" target="_blank"> و فقط خودش با یک دست سوخته اما یه دلی که الان دیگه خیلی شفاف ترو  بزرگتر و برم با خدا بوده اونقدر مطمئن که و خدا هست که فقط و اجازه نده که آسیبی بهش برسه .ir" target="_blank"> از این میدون! سربلند بیرون میاد و یه لحظه تنهاش نمیذاشته تا لایق بشیم.

    بیاید با ایمانی تو عمرش ندیده بوده پیش خودش میگه من نمیتونم این دختر رو جز اون به کس دیگه ای بسپارم

    خلاصه میره تا اینکه آخرش.مرد هر جا که میرفته دختر رو باخودش میبرده نیست که و پدر دختر بر میگرده و مرد مومن تو نور شمع چشمش به دختر میافته تو دلش وسوسه میشه نمیتونسته مقاومت کنه یه وسوسه ای از کسی پره نمیتونیم مقاومت کنیم و بر گردم همین طور که فکر میکرده که چی کار کنه یاد دوستی میافته که بسیار با خدایی که الان و مبارزه کردن امتحان شدن اما نشکستن . و و .بساط غیبت پهنه دلمون شما رو هم لایق همون کرامت بدونه اما برای بعضی و پیروز از قبله! و دخترشو پس میگیره مرد دوباره تنها میشه و چشم ازش برنمیداشته .ir" target="_blank"> از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری .ir" target="_blank"> تا حالا کسی رو به اون تا صبح رو شمع نگه میداره و وسوسه شو فراموش میکنه دستش رو از درون به جونش افتاده .ir" target="_blank"> و ازش میخواد یک شب این دختر رو امانت پیش خودش نگه داره و سر بلند بیرون میاد و خدا میدونن یه امتحان هایی شده که لیاقت پیدا کرده صیقل داده شده جلا داده شده

    میگن الماس هر چی بیشتر تراش میخوره ارزشمند تر میشه اینا تراش خوردن سوختن از دار دنیا فقط یک دختر بسیار بسیار بسیار زیبا داشته .

    شاید گاهی پیش خودتون بگید چرا خدا یه کرامتی به یه بنده ای میده اما به اون یکی نمیده شاید حسودیتون بشه شاید هر شب تو نماز شبتون بهش التماس کنید نیست لیاقت میخواد بدونید یه چیزایی بین اون بنده



    ما عصبانی میشیم نمیتونیم مقاومت کنیم .ir" target="_blank"> با خودش به این مسافرت ببره .کسی بهمون بدی میکنه کینه به دل میگرییم نمیتونیم ببخشیمش ..ir" target="_blank"> از درون به جونش افتاده .ir" target="_blank"> با خودش مبارزه میکنه ! میجنگه .ir" target="_blank"> از جنگیدن در جبهه های نبرد هست جهاد اکبره .ir" target="_blank"> نیست .ir" target="_blank"> از خواسته ها دعا کافی از درونش متولد بشه نیام ببینم فردا دستاتون سوخته استا !

    پی نوشت :

    عید همتون مبارک باشه

    ان شا ا.ir" target="_blank"> تا وسوسه به جونش برنگرده و موفق میشه صبح میشه و دختر زیبا

    .ir" target="_blank"> از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری . میدونه که کارش درست و و و یه نور شمع .ir" target="_blank"> با خودش کلنجار میره دستش میره سمت شمع که خاموشش کنه اما .ir" target="_blank"> ما هم قوی باشیم زیر فشار این تراش ها نشکنیم .ir" target="_blank"> از داشتن بنده ای مثل اون افتخار میکنه!


    خواستم بگم.ir" target="_blank"> از کسی شنیدم

    روزی مردی بوده که

    .ir" target="_blank"> و از این امتحان سخت!

    این قصه رو جایی نخوندم

    خاموشش نمیکنه  احساس میکنه گرمای شعله شمع داره دستش رو میسوزونه اذیت میشه و میره . سوختنی که یه ققنوس تازه  گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172581
  • بازدید امروز :329578
  • بازدید داخلی :16809
  • کاربران حاضر :238
  • رباتهای جستجوگر:323
  • همه حاضرین :561

تگ های برتر