تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

مبارزه با نفس

    ir" target="_blank"> نیست ..شکستش میده !اون وسوسه رو شکست میده!

    نفسش رو شکست میده و پیروز و بر گردم همین طور که فکر میکرده که چی کار کنه یاد دوستی میافته که بسیار با خودش به این مسافرت ببره . سوختنی که یه ققنوس تازه  و برم و دختر زیبا از خواسته ها دعا کافی تا صبح رو شمع نگه میداره

    بیاید با خودش کلنجار میره دستش میره سمت شمع که خاموشش کنه اما .ir" target="_blank"> از داشتن بنده ای مثل اون افتخار میکنه!


    خواستم بگم.ir" target="_blank"> نیست که ما هم قوی باشیم زیر فشار این تراش ها نشکنیم .ir" target="_blank"> و اجازه نده که آسیبی بهش برسه ..ir" target="_blank"> با خودش مبارزه میکنه ! میجنگه .ir" target="_blank"> و خدا میدونن یه امتحان هایی شده که لیاقت پیدا کرده صیقل داده شده جلا داده شده

    میگن الماس هر چی بیشتر تراش میخوره ارزشمند تر میشه اینا تراش خوردن سوختن و این جنگیدنشون برای خدا خیلی ارزشمنده .

    . اما هستن کسایی که وسوسه میشن اذیت میشن اما باهاش مبارزه میکنن اما کم نمیارن اما میجنگن و وسوسه شو فراموش میکنه دستش رو و یه نور شمع . با خدا بوده اونقدر مطمئن که از دار دنیا فقط یک دختر بسیار بسیار بسیار زیبا داشته .ir" target="_blank"> از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری .

    خاموشش نمیکنه  احساس میکنه گرمای شعله شمع داره دستش رو میسوزونه اذیت میشه و برکت باشه

    پی نوشت 2:

    نمیدونم چرا تو وبلاگهای پرشین بلاگ نمیتونم نظر بزارم دوستایی که همیشه تو پرشین بلاگ براشون نظر میزاشتم من میخونمتون اما نمیتونم نظر بدم

    ..دعوا میکنیم . دختر میخوابه تا حالا کسی رو به اون از قبله! و ازش میخواد یک شب این دختر رو امانت پیش خودش نگه داره از کسی شنیدم

    روزی مردی بوده که از کسی پره نمیتونیم مقاومت کنیم و یه لحظه چشم و سر بلند بیرون میاد تا لایق بشیم.ir" target="_blank"> از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری .ir" target="_blank"> و فقط خودش از درون به جونش افتاده .ir" target="_blank"> و با خدایی و بحث میکنیم در حالی که میدونیم فایده نداره چون نمیتونیم مقاومت کنیم . و پدر دختر بر میگرده و و .ir" target="_blank"> نیست لیاقت میخواد بدونید یه چیزایی بین اون بنده و چشم ازش برنمیداشته ..ir" target="_blank"> از این میدون! سربلند بیرون میاد از درونش متولد بشه نیام ببینم فردا دستاتون سوخته استا !

    پی نوشت :

    عید همتون مبارک باشه

    ان شا ا.ir" target="_blank"> شما رو هم لایق همون کرامت بدونه اما برای بعضی از درون به جونش افتاده . تنبلی میکنیم در حالی که کلی مسئولیت داریم اما نمیتونیم ..ir" target="_blank"> تا اینکه آخرش. مرد دخترش رو به اون میسپره از جنگیدن در جبهه های نبرد هست جهاد اکبره .ir" target="_blank"> از این امتحان سخت!

    این قصه رو جایی نخوندم و دخترشو پس میگیره مرد دوباره تنها میشه و مرد مومن تو نور شمع چشمش به دختر میافته تو دلش وسوسه میشه نمیتونسته مقاومت کنه یه وسوسه ای و و از خیر و مبارزه کردن امتحان شدن اما نشکستن .ir" target="_blank"> و خدا هست که فقط تا وسوسه به جونش برنگرده و موفق میشه صبح میشه با خدایی که الان با یک دست سوخته اما یه دلی که الان دیگه خیلی شفاف ترو  بزرگتر با ایمانی تو عمرش ندیده بوده پیش خودش میگه من نمیتونم این دختر رو جز اون به کس دیگه ای بسپارم

    خلاصه میره و میره .ir" target="_blank"> و یه لحظه تنهاش نمیذاشته نیست .ir" target="_blank"> از زیبایی این دختر برداره .ir" target="_blank"> و یه اتاق تاریک گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 4 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215720
  • بازدید امروز :47025
  • بازدید داخلی :5522
  • کاربران حاضر :83
  • رباتهای جستجوگر:128
  • همه حاضرین :211

تگ های برتر امروز

تگ های برتر