خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خدایا کمکم کن هر جور که صلاح میدانی

    در مثنوی مولانا جایی آمده روزی خری دعا میکرد که صاحبش بمیرد تا از این زندگی خرآنه خلاصی یابد صاحبش فکرش را خواند و به او گفت اگر من بمیرم شخصی دیگر تو را میخرد و صاحب تو میشود برای رهایی خود دعا کن از خریت خود خلاصی یابی

    خواستم بگم

    گاهی وقتا بلد نیستیم درست دعا کنیم میدونیم مشکل چیه اما در تشخیص راه حل اشتباه میکنیم و با اصرار از خدا همون راه حل پیشنهادی خودمون رو میخوایم به نظرم بهتره مشکل رو با خدا در میون بزاریم و راه حل رو به خودش واگذار کنیم خودش از جایی که هیچ کس فکرش رو نمیکنه مشکل رو حل میکنه

    شاید ربطی به قصه نداشته باشه (که البته به نظرم یه جورایی ربط داره) اما میگم

    در برخورد با خداوند ادب از جایگاه ویژه ای برخورداره پس فکر کنم اگه مودب تر باشیم بهتر نتیجه میگیریم

    همین طور وقتی پررو و پرتوقع و طلبکار در خونه اش بریم هرگز نتیجه نمیگیریم و غالباً اوضاع روز به روز بدتر میشه

    پس کمی متواضع تر کمی مودب تر کمی مرتب تر شما به در خانه حضرت دوست به گدایی آمده اید به قول حافظ

        به گدایی به در خانه شاه آمده‌ایم

    در ادامه مطلب هم شعری از مولانا در رابطه با ادب آوردم

    پی نوشت : حدس میزدم اینجا خیلی خلوت باشه ولی نه اینکه دیگه هیچ کس نباشه

    اشکالی نداره حتی اگر کسی هم نخونه من مینویسم اول برای خدا دوم برای خودم و بعد هم برای دخترم به این امید که یه روزی بخونه


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مشکل ,
    خدایا کمکم کن هر جور که صلاح میدانی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده